تبليغاتX
پاتوق متال ها
بهترین سایت برای دانلود و بررسی موسیقی متال

آری جمع ای که حرف تازه ای برای او نداشت بالآخره از راه رسید و صدایش را خاموش کرد. هفته های خاکستری بسیار زیادی آمد و رفت اما هیچکدام از آنها حرف جمعه ی آخر را نزد. جمعه ی آخری که حرف آخرش آنقدر تکراری و دردآور بود از را رسید و خاموشی را با خود به همراه آورد. زنده یاد فرهاد مهراد در چهار سال پیش در جمعه ای خونین در سال 1381 در اوج ناباوری طرفدارانش کوله بارش را بست و دنیا را ترک کرد. در کنج شفاخانه ای سرد و بی روح، با غم تلخ غربت و بیماری سخت هپاتیت غزل تلخ رفتن را خواند و رفت تا به دیگران بپیوندد.

فرهاد مهراد خواننده و نوازنده ی بزرگ ایرانی را اولین خواننده ی سبک اعتراضین فارسی زبان می دانند که از بلک کتس و کوچینی آن روزگار بر خاست. وی که در روزهای اول کار، همکاری اش را با پدر ترانه نوین ایران، شهیار قنبری که ترانه های جمعه، هفته ی خاکستری، مرد تنها، کودکانه، آوار و نجواها را برای او سرود، آغاز کرد. همچنین آهنگسازی زیبای اسفندیار منفرد زاده باعث می شد که ترانه ها بیشترین تاثیر خود را بر شنونده بگذارند. دیگر همه جا اسم از این سه نفر بود که که موسیقی ایران را تغییر داده بودند. کوچینی آن روزها محلی برای اعتراض شده بود جایی که فرهاد ترانه هایش را می خواند و تماشاگرانی مشتاق در آن محل صمیمی جمع می شدند و از آن صدا لذت می بردند. جایی که طنین صدای پر توان فرهاد را در خود حبس می کرد و دود سیگاری که روی سر دسته ی گیتارش روشن بود را استشمام می نمود. اما حالا کوچینی هم در غم و ماتم مرگ فرهاد خاموش و سوت و کور مانده است. کوچینی حسرت پنجه هایی را می کشد که سالهاست زیر خاک سرد و بی روح مانده اند و هیچ حرکتی نمی کنند. باری به این فکر می کردم که خاک و آسمان گرانبها ترین سرمایه های بشر هستند زیرا که خاک جسم عزیزانمان و آسمان روح آنها را نگاه می دارند. پیکر چه همه کسانی چون جان لنون، جرج هریسون، ری چارلز، سید برت، جیمی هندریکس، کلیفورد لی برتون و... در زیر این خاک دراز کشیدند و روحشان است که در آسمان پرواز می کند. فرهاد نیز آنجاست...

زنده یاد فرهاد با ترانه ی جمعه به اوج نشست. ترانه ای که حرفها و حدیث های بسیاری داشت. ترانه ای که ناخود آگاه انسان های آن روزگار را به یاد جمعه خونین سیاهکل می انداخت. فاجعه ی سیاهکلی که در آن دهها انسان کشته شدند. همه می گفتند که تعبیر اصلی این ترانه همین است. اما خود زنده یاد فرهاد در مصاحبه ای به این نکته اشاره کرد که در زمان که ترانه را می خوانده به این موضوع فکر نمی کرده است؛ این ترانه فریاد از این احساس خسته کننده و مرگ آوری ست که در جمعه ها انسان را در بر می گیرد. غروب های جمعه انگار هزار سال به طول می انجامد و انسان را نابود می کند. به راستی چه رازی در این جعه نهفته است که چونین انسان را در خود محبوس می کند؟... پس از آن ترانه مرد تنها بود که مردم به صورت اشتباه آن را ترانه رضا موتوری می خواندند، به اوج نشست. شهیار قنبری در کتاب ((دریا در من)) در باره ترانه ی مرد تنها می نویسد:(( این ترانه را بر موسیقی آفتابی اسفندیار نوشتم. فرصت نبود و ترانه ی مرد تنها می بایست برای فیلم رضا موتوری آماده می شد. شبی تا سحرگاه، در بالا خانه ی شرکت سینمایی پیام حبس شدیم تا ترانه ی متن فیلم به دنیا بیاید. روز پس از شب موعود، مسعود کیمیایی و علی عباسی، ترانه رات شنیدند و پسندیدند.این نخستین ترانه ی بی قیافه است. ترانه ای از جنس شعر معاصر. ترانه ی مرد تنها. این صدای بی صدا به سبب تازگی اش، برای من بسیار عزیز است.)) برای من نیز بسیار عزیز است. پس از آنها هفته ی خاکستری و کودکانه بودند که گل کرده بودند و همه جا صدایشان بلند بود. هفته ی خاکستری که تکراری بودن ورق های زندگی انسان را نمایش می داد؛ کهنگی و درد را با خود داشت و بعد بی معنا بودن و بی حرفی و دیگر هیچ. کودکانه هم چنان که اسمش نشان می دهد دنیا زیبا ی کودکی را مطرح می کرد و به تصویر می کشید. لحظه ی عید را نشانمان می داد که منتظرتحویل سال هستیم و چشممان به لای قرآنی ست که در کنار سفره هفت سین گذاشته اند، تا ببینیم اسکناس تا نخورده ی لای کتاب چگونه است. شب چارشنبه سوری را به خاطرمان می آورد که دختر زیباروی در حال قاشق زدن است و مایی که در حال آتش بازی و خیز برداشتن از روی بته های نور هستیم. کفش های نویی که برای سال جدید خریده ایم و بالای سرمان گذاشته ایم لحظه ها را می شماریم تا موعد پوشیدن آنها فرا رسد. آه چهار سال است که دیگر فرهاد نیست تا این ترانه ها را بخواند و ما ار در عالم رویا غرق کند.

فرهاد را بسیار دوست می دارم زیرا باعث شد تا من با بزرگترین الگو و سرلوحه ی زندگی خود آشنا شوم. الگویی که حرفهایش نقش نصیحت پدر را برای من دارد؛ سرلوحه ای که معنای زندگی کردن را به من داد. به من گفت که درخت شوم و قد بکشم و رشد کنم. آری فرهاد را بسیار دوست می دارم زیرا باعث شد تا من با شهیار قنبری بزرگترین الگو و سرلوحه ی زندگی شوم. فرهاد را بسیار دوست می دارم زیرا که مرا با احمد شاملو نیز آشنا کرد و باعث شد تا شبانه ها را حفظ شوم.

فرهاد مهراد دیگر در کنار ما نیست اما ترانه هایش هنوز پیش ما هستند؛ بیایید به یاد او همین حالا، آری همین حالا، آری همین حالا، یک بار دیگر به ترانه از او که بسیار دوستش می داریم گوش دهیم و یادش را همچنان زنده نگاه داریم...

مقاله اشکان.د

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 21:29  توسط اشکان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
نظرسنجی پیام کوتاه
با استفاده از پیام کوتاه در نظر سنجی شرکت کرده و برنده یک سکه بهار آزادی شوید
مطالب مهم
مصاحبه با دنی فیلث خواننده گروه کریدل آو فیلث

نوشته های پیشین
تیر 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
درباره وبلاگ
آرشیو موضوعی
بیوگرافی
ترانه ها
پیوندها
.:یادته می رفتیم با پای پیاده:.
.:ابری تر از پاییز:.
متال
دارون ملکیان ستاره ماست
Master Of Puppets
وبلاگ مردان متال
metal`s biography & download
دنیای تاریک من
این نوشته ها مال یک نیمچه گیتاریست کوچیک 13 ساله میباشد
Welcome to The Darkness
جامعه نفرت
شاخه نظامی جامعه نفرت
ادبیات نفرت
ترشحات فلسفی
ورای ابدیت
عقاب سیاه بر قله متال
Ir Rock
SlipKnOT- MeTaL
D o o m
.: دانلود موزیک شیطان و بلک متال :.
فرشته های عقیم شده
موسیقی برتر = متال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان