![]() |
![]() |
|
| بهترین سایت برای دانلود و بررسی موسیقی متال |
|
این ترانه از اولین آلبوم گروه منوار انتخاب شده است:
I hear the sound In a metal way I feel the power Rolling on the stage Cause only one thing Really sets me free Heavy metal Loud as it can be Baby I was born to play music I am man with a screaming guitar There is a middle of the stage In a minute I'll be wearing it all I don’t know another way of living Baby I don’t really care Give me a pair of chains The girls Id love to share Heavy metal, metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Living like there's no tomorrow Yeah, I could resist we're all on the edge This is: man you really graft it This band: soil waste Well, we all got arms made of metal And our glories are no deblock And if I don’t hear the sound of metal I go into shock! Heavy metal, metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Heavy metal, Heavy metal daze So mister D.J Play just one from me You know t he one With the crushin and the screams Cause only one thing Really sets me free Heavy metal Loud as it can be Heavy metal, metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Heavy metal, Heavy metal daze Heavy metal Loud as it can be صدایی را شنیدم در راه متال قدرتی را احساس کردم غرشی در این مرحله چون تنها این یکی ست که حقیقتا به من آزادی می دهد هوی متال بالاتر از آنچه می توانی باشی پسر از وقتی زاده شدم موسیقی می نوازم من یک مرد هستم با یک گیتار که جیغ می زند آنجا در میان صحنه یک نوار است در زمانی همه چیز را خواهم پوشید راه دیگری برای زندگی کردن نمی شناسم ای پسر من واقعا نگران نیستم یک جفت زنجیر به من بده دخترها من عاشق تقسیم کردنم هوی متال ابهت فلز هوی متال ابهت هوی متال هوی متال و ابهت هوی متال زندگی همانند آنجا بدون فرداست بله می توانم ایستادگی کنم ما همه بر روی تیغ ایم این است: مرد حقیقت پیوندها این گروه: یک پس مانده اجتماع است ما همه اسلحه های ساخته شده از فلز داریم و شکوهمان هستند نه تنزلمان و اگر متال را نشنویم به ما شوک دست می دهد! هوی متال ابهت فلز هوی متال ابهت هوی متال هوی متال و ابهت هوی متال پس آقای دی جی فقط برای من یکی را بنواز تو می دانی کدام را با کراشها و جیغ ها چون تنها این یکی ست که حقیقتا به من آزادی می دهد هوی متال بالاتر از آنچه می توانی باش هوی متال ابهت فلز هوی متال ابهت هوی متال هوی متال و ابهت هوی متال هوی متال و ابهت هوی متال هوی متال بالا تر از آنچه می توانی باش!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 23:34 توسط اشکان |
|
|
این ترانه یکی از ترانه های مورد علاقه ی خودم است که واقعا زیباست. این ترانه از آلبوم Piece of mind انتخاب شده است که گروه در سال 1983 به بازار ارائه کرد:
As the sun breaks, above the gound An old man stands on the hill As the ground warms to the frist rays of light A bird son shatters the still His eyes are ablaze See the madman in his gaze Fly, on your way, like an eagle Fly as high as the sun On your way, like an eagle Fly and touch the sun Now the crowd breaks And a young boy appears Looks the old man in the eye As he spreads his wings And Shouts at the crowd In the name of the God my father I fly His eyes seem so glazed As he flies on the wings of a dream Now he knows his father betrayed Now his wings turn to ashes to ashes his grave Fly, on your way, like an eagle Fly as high as the sun On your way, like an eagle Fly as high as the sun در حالیکه خورشید بر افق پدیدار می شود پیرمردی بر تپه می ایستد. همچنانکه زمین با نخستین پرتو ی نور گرم می شود آواز پرنده ای سکوت را می شکند چشمانش شعله ورند می توان مرد دیوانه را در نگاه خیره اش دید پرواز کن در راه خود مانند یک عقاب پرواز کن به بلندای خورشید در راه خود مانند یک عقاب پرواز کن و خورشید را لمس کن حالا از میان جمعیت راه باز می شود و پسری جوان ظاهر می شود به چشمان پیرمرد نگاه می کند در حالیکه بال هایش را می گشاید و بر جمعیت فریاد می زند: ((با نام خدا ای پدر پرواز می کنم.)) گویا چشمان او بی نور شده در حالیکه بر بالهای یک رویا پرواز می کند اکنون او می داند که پدرش خیانت کرده است حال بال های او به خاکستر به گور بدل می شوند پرواز کن در راه خود مانند یک عقاب پرواز کن به بلندای خورشید در راه خود مانند یک عقاب پرواز کن به بلندای خورشید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:57 توسط اشکان |
|
|
این مطلب از سایت گیتار فور آل دات کام اقتباس شده است امیدوارم لذت ببرید : در فوریه سال ۱۹۶۲ در ساعت ۹:۳۸ بعد از ظهر در بیمارستان ادن در شهر سانفرانسیسکو واقع در ایالت کالیفرنیا متولد شد. پدرو مادرش Gan و Ray هر دو هیپی بودند و او بسیاری از ایده هایش را از آنها برداشت کرد ولی در کنار تمام این مسائل استعداد زیاد او در موسیقی بسیار چشمگیر بود. کلیف بهترین نوازنده بیس در دنیای هوی متال بود. Music Effect درباره او چنین مینویسد: او با ترکیب سبکهای موسیقی مثل جز، بلوز و کلاسیک به تنهایی موزیک متالیکا را که بسیار شلوغ و دارای ریتمهای بسیار تند بود را به صورتی مطلوب دراورد وگروه با او به سطح بسیار بالایی از کار خود رسید. کلیف در سالهای جوانی خود بود که بیس را شروع کرد و از سپتامبر ۱۹۷۸ تا ژانویه سال ۱۹۸۰ درسها ومتودهای نواختن بیس را آموخت. کلیف قبل از اینکه در متالیکا بنوازد عضو گروههای بسیاری بود. می توان اینطور گفت که تقریبا تمام گروههای آن منطقه دوست داشتند که کلیف در گروه انها بنوازد. در این زمان متالیکا با بیسیست گروه به مشکل خورده بودند واین مساله به خاطر عدم توانایی و خلاقیت او بود. بیسیست گروه در این زمان شخصی بنام Ron McGovney بود. گروه کلیف را در وسکی که غرق در نواختن بیس بود ملاقات کردند. ولی مشکل اینجا بود که راضی کردن کلیف کار سادهای نبود. گروه بعد از نشست های متعدد در آخر با یکدیگر به توافق رسیدند و متالیکا لس آنجلس را ترک کرد. البته لازم به ذکر میدونم که بگم که آنها علاقه زیادی به لس آنجلس نداشتند و این به خاطر طرفداران گروه بود. طرفداران آنها به خاطر نواختن سریع و لباسهای پارهای که اعضای گروه میپوشیدند اغلب آنها را یک Punk Band خطاب میکردند.
این نقطه عطف بزرگی برای گروه بود. چون آنها در این زمان با طیف وسیعتری از بینندگان مواجه شدند. بعد از اجرای تورهای مختلف با اوزی گروه به اروپا رفت. آخرین اجرای کلیف با گروه در تاریخ ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۸۶ بود در استکهلم سوئد بود. متالیکا از اجرای کنسرت در سوئد بسیار راضی بود. آنها معتقد بودند که انرژی خوبی از طرفدارانشان دریافت میکنند. بعد از کنسرت در همان شب گروه با اتوبوس اختصاصی خود برای اجرای کنسرت در شب بعد عازم کپنهاگ دانمارک شدند. ساعت ۳ نیمه شب بود که ناگهان اتوبوس شروع به لغزیدن بر روی یخهای جاده ای کوهستانی بین استکهلم و کپنهاگ کرد. به نقل از Music Effect اتوبوس حدود ۲۰ ثانیه بر روی یخها لغزید و در یک پیچ شدید کلیف از اتوبوس به بیرون پرتاب شد و اتوبوس بر روی او بر گشت و او را از بین برد. باقیمانده گروه به هتلی در کپنهاگ در جایی که Anthrax اقامت داشت و قرار بود با هم تور داشته باشند منتقل شدند. لارس از ناحیه پا و جیمز و کرک نیز جراحات ناچیزی برداشتند. در همان شب بعد از آنکه لارس و کرک به خواب رفتند. جیمز به کسانی که در آنجا حضور داشتند گفت که دیگر ادامه نخواهد داد. چون بهترین دوستش را از دست داده است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 23:23 توسط اشکان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| نظرسنجی پیام کوتاه |
| با استفاده از پیام کوتاه در نظر سنجی شرکت کرده و برنده یک سکه بهار آزادی شوید |
| مطالب مهم |
|
|
| درباره وبلاگ |
| آرشیو موضوعی |
|
بیوگرافی ترانه ها |
|
RSS
|